دانلود رمان ثانیه های عاشقی

دانلود رمان ثانیه های عاشقی

نویسنده: گیسوی پاییز
خلاصه ای از داستان رمان:
شاید همه بگویند دیوانه شده ام… ولی مهم نیست، مردم همیشه حرف می زنند، مهم این است که من غرقِ عشقِ تو شدم، دوست داشتن چیز عجیبی نیست، همین که وجودت آرامش بخش وجودم می شود…
همین که با یادت بر لبم لبخند می نشیند، همین که نفس هایت قلبم را به تپش وا می دارد، همین که لحظاتم با بودنت شیرین می شود، دوست داشتن شکل می گیرد…
صدا بزن مرا، مهم نیست به چه نامى، فقط میم مالکیت را آخرش بگذار، می خواهم باور کنم مال تو هستم...
قسمتی از متن رمان:
در خونه رو باز کردم و وارد شدم، مثل همیشه سوت و کور، اما پر از آرامش…
با بی حالی کیفم رو انداختم رو کاناپه ی سه نفره ی وسط سالن و رفتم سمت آشپزخونه، در یخچال رو باز کردم و شیشه ی آب رو یه سره رفتم بالا، به شدت گرسنه بودم …
یه بسته سوپ آماده از داخل کابینت برداشتم و تو یه قابلمه خالی کردم، چهارتا لیوان آب هم بهش اضافه کردم و گذاشتمش روی گاز، زیرشو که روشن کردم رفتم تا لباسام رو عوض کنم…
اگه مامان می فهمید غذام سوپ آمادست حتماً وادارم می کرد برم بالا غذا بخورم، خدا رو شکر کردم که نیست ببینه، اگه این شکم گرسنه نبود هیچی نمی خوردم و یه راست شیرجه می رفتم تو تختم و می خوابیدم، ولی حیف که حریف شکمم نمی شدم…
لباسام رو که عوض کردم رفتم سر وقت سوپ، داشت می جوشید، ولی چون به هم نزده بودمش گوله گوله شده بود، یه قاشق برداشتم و شروع کردم به هم زدن تا صاف و یه دست بشه و قابل خوردن…
وقتی آماده شد ریختمش تو یه ظرف و یه تیکه نون هم گذاشتم کنارش، رفتم نشستم روی کاناپه که رو به روی تلویزیون بود هنوز اولین قاشق رو نخورده صدای زنگ تلفن بلند شد. رفتم سراغ تلفن و نگاهی به شماره انداختم. مامان بود. جواب دادم…
من: سلام مامان
مامان: سلام مادر رسیدی؟ خوبی؟
می خواستم بگم خوب اگه نرسیده بودم پس عمه ی نداشتم داره جواب تلفن رو میده؟ ولی به حرمت مادر بودنش چیزی نگفتم
من: بله رسیدم، نگران نباشین
مامان: بیا بالا غذا بخور
من: نه مرسی، غذا دارم، الانم می خواستم بخورم…
مامان: دیدم چه بوی خوبی از پایین میاد! خوب دختر چرا دروغ می گی؟ بیا بالا غذا بخور، می دونم غذا نداری…
من: به خدا مامان خیلی خستم، نگران نباشین سوپ درست کردم، دارم می خورم.
مامان: خیله خوب من نمی دونم اینجا جن داره، روح داره، نمی دونم آدم خوارا داره که نمیای؟ بعد هم با دلخوری خداحافظی کرد و گوشی رو گذاشت...
نمی دونستم چرا نمی خواستن بفهمن اونجا راحت نیستم. شاید هم می دونستن و به روی خودشون نمی آوردن. هر چی که بود همیشه سر این موضوع بحث داشتیم. البته نه بحث بد، یه بحث تکراری و خسته کننده که هیچ وقت هم به نتیجه نمی رسید…
چیزی نگذشت که صدای زنگ در تو خونه پیچید. در رو باز کردم، ارشیا بود با یه سینی پر از غذا و میوه تو دستش، سلامی کرد و سینی رو داد دستم…
ارشیا: بیا بگیر، مامان داد، اگه این دو تا پله رو بیای بالا که من نیام پایین بد نیستا؟
من: آخی، همین دوتا پله برای شما سخت بود؟
ارشیا: نه خیر، سختیش اینه که باید مثل نوکرا برای شما غذا بیارم.
من: من به مامان گفتم غذا دارم...
یک شنبه 16 آبان 1395

رمان های پیشنهادی:

رمان هم بالین دلم باش

رمان روشنایی مثل آیدین

رمان میوه بهشتی

رمان گل عشق من و تو

رمان ایستادم

مشاهده لیست کامل رمان ها
  • لیدا
  • چهارشنبه 96/9/1

رمان گل عشق من و تو بسیار سطحی بود. از لحاظ پردازش بسیار ضعیف بود . قسمت هایی از داستان بسیار غیر واقعی بود. در کل بسیار سطح پایین بود.

ارسال نظر

نام شما:
پست الکترونیکی:
دیدگاه شما:


رمانهای پر بازدید

تماس با ما



پيشنهادات



راهنمای دانلود رمان

برای دانلود از طریق گوشی موبایل بهتر است از نرم افزارهای دانلود موبایل استفاده شود. ADM یکی از بهترین و قدرتمندترین اپلیکیشن های مدیریت حرفه ای و پیشرفته برای فایل های دانلودی سیستم عامل اندروید می باشد که با دارا بودن امتیاز 4.6 از 5 در پلی استوری از پرطرفدارین و بر ترین نرم افزارهای مدیریت دانلود به شمار می رود. این نرم افزار را می توانید به صورت رایگان از کافه بازار دانلود کنید.




مطالب غير اخلاقي

سعي تمام شده است تا رمان هاي غير اخلاقي در سايت رمان خانه گذاشته نشود با اين حال هر رمان يا مطلبي که از نظر کميته تعيين مصاديق و همچنين خوانندگان محترم مناسب تشخيص داده نشود سريعا حذف خواهد شد.به درخواست براي گذاشتن يا ارسال رمان هاي سانسور نشده و غير اخلاقي هم ترتيب اثر داده نخواهد شد. پس لطفا درخواست نکنيد.




سخني با خوانندگان

از خوانندگان محترم سايت رمان خانه خواهشمنديم در صورتي که رماني را داراي محتواي نامناسب تشخيص دادند ، نام رمان به همراه صفحه مورد نظر را برای ما ارسال کنند. با تشکر




درخواست همکاري

در صورتي که مايل به همکاري با ما هستيد و يا نويسنده هستيد و ميخواهيد که رمانهايتان در قالب کتاب الکترونيکي منتشر شود به وبسايت www.romankhane.ir مراجعه کرده و با ما تماس بگيريد.




َشبکه های اجتماعی