دانلود رمان زندگی غیر مشترک

دانلود رمان زندگی غیر مشترک

نویسنده: دختر خورشید
خلاصه ای از داستان رمان:
میرهوشنگ وارسته بزرگ خاندان وارسته پس از مرگش شوک بزرگی به دو پسرش که بیست ساله آزگاره با هم اختلاف دارن و قهرن وارد میکنه. او در وصیت نامه اش نوشته که ونداد و بلوط با هم ازدواج کنند تا به یمن این پیوند مبارک و آسمانی اختلافات کهنه دور ریخته بشه و کینه ها پاک بشن. وصلت صورت میگیره، اما …
قسمتی از متن رمان:
صدای همهمه که جلوی خانه باغ اقا بزرگ به گوش می رسید باعث شد گام ها سریعتر به دنبال هم روان شوند. با تعجب نگاهش را میان پرده های سیاهی که روی دیوار اویخته شده بودند می گرداند. در باورش هم نمی گنجید پدر بزرگ داشته باشد!
بد تر از همه اینکه در طی بیست و چهار ساعت فهمیده بود پدر بزرگ داشته است اما اینک او مرده است. نفسش را فوت کرد. با نگاه به برادرش برنا که ارام اشک می ریخت وچهره ی خیس مادر و چهره ی مغموم پدر سعی داشت بفهمد چقدر واقعی است که یک پدر بزرگ داشتن، پدر بزرگی که حالا مرده است و حالا که نیست باید باورش کند که هست یا لا اقل بود.
برنا چنان میگریست که انگار او این مرد را می شناخت.
آهسته زیرگوشش پرسید: تو میدونستی؟
برنا اشکهایش را پاک کرد وگفت: آره تو یادت نیست. خیلی کوچیک بودی که ما از تهران رفتیم.
بلوط آهی کشید. همیشه شناسنامه اش که صادره از تهران بود برایش یک افتخار بین همکلاسی هایش محسوب میشد و اینکه هیچ وقت لهجه ی شیرازی نداشت هم یکی دیگر از امتیاز هایش بود.
با این حال بی توجه به خستگی اش که از ظهر دیروز که از شیراز به تهران امده بودند و در تنش مانده بود وارد خانه باغ شد.
یقه ی پالتویش را بالا داد و هم پای برنا راه می آمد و به باغ مینگریست. پاییز، بودنش را زیادی فریاد میزد. درختان لخت بودند. فضا هم بی روح و سیاه و سرد بود.
مسیر طویلی طی شد تا به یک ساختمان دو طبقه ی قدیمی کلنگی رسیدند. جلوی در یک مرد قد بلند با موهای جو گندمی ایستاده بود. سر تا پا سیاه پوشیده بود. ابروهای کلفت و بهم پیوسته ای داشت. فاصله ی ابرو با چشمهایش کم بود وخشونت را در چهره اش به رخ میکشید. اما انقدر شکسته و گرفته به نظر می امد که خیلی روی چهره ی عبوسش تمرکز نکرد.
مرد به سمتشان چرخید. با تماشای برنا که تقریبا هم قامت خودش بود او را محکم به آغوش کشید. مرد زیر گوش برنا گفت: چه قدر بزرگ شدی پسرم.
برنا با صدای خفه ای گفت: تسلیت میگم عمو جان ...
شنبه 6 خرداد 1396

رمان های پیشنهادی:

رمان در حسرت یک هم زبان

رمان قاتل تاریکی

رمان تمنای وجودم

رمان کوچه های بی کسی

رمان شاه شطرنج

مشاهده لیست کامل رمان ها
  • Gazal
  • شنبه 96/5/14

به نظر من رمان قشنگی بود فقط بعضی جاها بلوط شورشو در می اورد وندادم هیچ واکنشی نشون نمی داد. خیلی هم زود تموم شد.

ارسال نظر

نام شما:
پست الکترونیکی:
دیدگاه شما:


رمانهای پر بازدید

تماس با ما



پيشنهادات



راهنمای دانلود رمان

برای دانلود از طریق گوشی موبایل بهتر است از نرم افزارهای دانلود موبایل استفاده شود. ADM یکی از بهترین و قدرتمندترین اپلیکیشن های مدیریت حرفه ای و پیشرفته برای فایل های دانلودی سیستم عامل اندروید می باشد که با دارا بودن امتیاز 4.6 از 5 در پلی استوری از پرطرفدارین و بر ترین نرم افزارهای مدیریت دانلود به شمار می رود. این نرم افزار را می توانید به صورت رایگان از کافه بازار دانلود کنید.




مطالب غير اخلاقي

سعي تمام شده است تا رمان هاي غير اخلاقي در سايت رمان خانه گذاشته نشود با اين حال هر رمان يا مطلبي که از نظر کميته تعيين مصاديق و همچنين خوانندگان محترم مناسب تشخيص داده نشود سريعا حذف خواهد شد.به درخواست براي گذاشتن يا ارسال رمان هاي سانسور نشده و غير اخلاقي هم ترتيب اثر داده نخواهد شد. پس لطفا درخواست نکنيد.




سخني با خوانندگان

از خوانندگان محترم سايت رمان خانه خواهشمنديم در صورتي که رماني را داراي محتواي نامناسب تشخيص دادند ، نام رمان به همراه صفحه مورد نظر را برای ما ارسال کنند. با تشکر




درخواست همکاري

در صورتي که مايل به همکاري با ما هستيد و يا نويسنده هستيد و ميخواهيد که رمانهايتان در قالب کتاب الکترونيکي منتشر شود به وبسايت www.romankhane.ir مراجعه کرده و با ما تماس بگيريد.




َشبکه های اجتماعی