دانلود رمان اسطوره

دانلود رمان اسطوره

نویسنده: پگاه
خلاصه ای از داستان رمان:
اسطوره عنوان رمان عاشقانه ای است که در آن شاداب شخصیت اصلی داستان، دختری عاشق، عاشق مردی درد کشیده، مردی که حتی او را نمی شناسد، شاداب اما عاشق دیاکو شده.
شاداب به تامین مخارج زندگی و زندگی کم بضاعت خود جویای کار می شود. سرانجام شاداب به عنوان منشی دیاکو در شرکتش استخدام می شود...
قسمتی از متن رمان:
زیر باران، زیر شلاق هاي بی امان بهاره اش ایستادم و چشم دوختم به ماشین هاي رنگارنگ و سرنشین هاي از دنیا بی خبرشان! دستم را به جایی بند کردم که مبادا بیفتم و بیش از این خرد شوم، بیش از این له شوم، بیش از این خراب شوم! صداي بوق ماشین ها مثل سوهان یا نه مثل تیغ، یا نه از آن بدتر، مثل یک شمیشیر زهرآلود روحم را خراش می دادند. سرم را به همان جایی که دستم بند بود و نمی دانستم کجاست تکیه دادم. آب از فرق سرم راه می گرفت. از تیغه بینی ام فرو می چکید و تا زیر چانه ام راهش را باز می کرد! از آن به بعدش را نمی دانم به کجا می رفت!
ﻫﻤﻬﻤﻪ اوج ﮔﺮﻓﺖ، دﻫﺎﻧﻢ ﮔﺲ ﺷﺪ، ﻋﺪﺳﯽ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺳﻮﺧﺖ، ﮔﻠﻮﯾﻢ آﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ، ﺧﺸﮑﯽ ﮔﺮدﻧﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﺪ، اﻣﺎ ﺳﺮ ﭼﺮﺧﺎﻧﺪم و دﯾﺪم ﮐﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺳﯿﺎه اﯾﺴﺘﺎد، ﺳﯿﺎه ﺑﻮد دﯾﮕﺮ، ﻧﺒﻮد؟ ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ، ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎورم ﺷﻮد، ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺧﺎﻃﺮه اﯾﻦ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺳﯿﺎه ﺗﺎ اﺑﺪ در ذﻫﻨﻢ ﺣﮏ ﺷﻮد، اﻣﺎ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻢ. درش ﮐﻪ ﺑﺎز ﺷﺪ ﺗﺎب ﻧﯿﺎوردم ﮐﺎﻣﻞ ﭼﺮﺧﯿﺪم ﭘﺸﺖ ﺳﺮم را ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎه ﮐﺬاﯾﯽ ﭼﺴﺒﺎﻧﺪم. ﻟﺮزش ﻓﮑﻢ را ﺣﺲ ﻣﯽ ﮐﺮدم. ﺣﺎﻻ ﯾﺎ از ﮔﺮﯾﻪ و ﺑﻐﺾ و ﯾﺎ از ﺧﯿﺴﯽ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎ و ﺳﺮﻣﺎي ﻓﺮوردﯾﻦ ﻣﺎه! دﺳﺘﺎﻧﻢ را ﺑﻐﻞ ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﭼﺸﻢ ﺑﺴﺘﻢ، ﭼﺸﻢ ﺑﺴﺘﻢ روي ﻫﻤﻪ زﺷﺘﯿﻬﺎي اﯾﻦ دﻧﯿﺎ، روي اﯾﻦ دﻧﯿﺎ!
ﭘﺎﯾﺎن ﺧﻂ، ﺧﻂ ﭘﺎﯾﺎن، .ﻫﻤﺎﻧﮑﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ آﺧﺮ زﻧﺪﮔﯽ ﺳﺖ. ﻫﻤﺎن ﺗﻠﺨﯽ دردﻧﺎﮐﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﺎورش ﮐﻨﺪ، ﻫﻤﺎن ﺳﻮت دﻗﯿﻘﻪ ﻧﻮد، اﯾﻨﺠﺎﺳﺖ! ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ، درﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ اﯾﺴﺘﺎده ام! ﻣﯽ داﻧﯽ ﭼﺮا؟ ﭼﻮن اﻣﺮوز اﺳﻄﻮره ﻣُﺮد! اﺳﻄﻮره ﻣﻦ مرد!
ﺗﺒﺴﻢ ﻧﯿﺸﮕﻮن آﻫﺴﺘﻪ اي از دﺳﺘﻢ ﮔﺮﻓﺖ و ﮔﻔﺖ: ﯾﻪ ﺟﻮري ﺣﺮف ﻣﯽ زﻧﯽ اﻧﮕﺎر ﻣﻦ ﺷﺮاﯾﻄﺖ رو ﻧﻤﯽ دوﻧﻢ. ﺧﺐ ﺑﺎ اﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ اوﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﺎر اﺣﺘﯿﺎج داره ﺗﻮﯾﯽ ﻧﻪ ﻣﻦ! ﺗﻌﺎرف ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎت ﻧﺪارم ﺑﺎﻻﺧﺮه ﯾﻪ ﮐﺎري ﻫﻢ واﺳﻪ ﻣﻦ ﭘﯿﺪا ﻣﯿﺸﻪ. ﺳﺮم را ﭘﺎﯾﯿﻦ اﻧﺪاﺧﺘﻢ.
-ﻣﺸﮑﻞ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ، ﻣﯽ دوﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺗﻮ اون ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺎر ﮐﻨﻢ. اه ﻏﻠﯿﻈﯽ ﮔﻔﺖ و ﺑﺎزوﯾﻢ را ﻓﺸﺎر داد.
-واﻗﻌﺎ ﺑﺎ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻗﺮض و ﻗﺴﻄﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻻ آوردﯾﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ ﭼﯿﺰا ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ؟ ﺗﻮ ﭼﺮا ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﺷﺎداب؟ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ دﯾﮕﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از اﯾﻦ ﻧﻤﯿﮑﺸﻪ. اﮔﻪ زﺑﻮﻧﻢ ﻻل ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ اﯾﻨﻬﻤﻪ ﻓﺸﺎر روﺣﯽ و ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮش ﺑﯿﺎد ﺗﻮ ﭼﯿﮑﺎر ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟ ﻫﺎ؟ دﻟﻢ آﺷﻮب ﺷﺪ، ﺑﻬﻢ ﺧﻮرد، از اﯾﻦ ﺗﺮس ﻣﻮذي و ﮐﺸﻨﺪه...
سه شنبه 23 خرداد 1396

رمان های پیشنهادی:

رمان تاریکی

رمان شیرینی شیدایی

رمان روژان قربانی یک رسم

رمان ناجیان سبلان

رمان سیاوش

مشاهده لیست کامل رمان ها

ارسال نظر

نام شما:
پست الکترونیکی:
دیدگاه شما:


رمانهای پر بازدید

تماس با ما



پيشنهادات



راهنمای دانلود رمان

برای دانلود از طریق گوشی موبایل بهتر است از نرم افزارهای دانلود موبایل استفاده شود. ADM یکی از بهترین و قدرتمندترین اپلیکیشن های مدیریت حرفه ای و پیشرفته برای فایل های دانلودی سیستم عامل اندروید می باشد که با دارا بودن امتیاز 4.6 از 5 در پلی استوری از پرطرفدارین و بر ترین نرم افزارهای مدیریت دانلود به شمار می رود. این نرم افزار را می توانید به صورت رایگان از کافه بازار دانلود کنید.




مطالب غير اخلاقي

سعي تمام شده است تا رمان هاي غير اخلاقي در سايت رمان خانه گذاشته نشود با اين حال هر رمان يا مطلبي که از نظر کميته تعيين مصاديق و همچنين خوانندگان محترم مناسب تشخيص داده نشود سريعا حذف خواهد شد.به درخواست براي گذاشتن يا ارسال رمان هاي سانسور نشده و غير اخلاقي هم ترتيب اثر داده نخواهد شد. پس لطفا درخواست نکنيد.




سخني با خوانندگان

از خوانندگان محترم سايت رمان خانه خواهشمنديم در صورتي که رماني را داراي محتواي نامناسب تشخيص دادند ، نام رمان به همراه صفحه مورد نظر را برای ما ارسال کنند. با تشکر




درخواست همکاري

در صورتي که مايل به همکاري با ما هستيد و يا نويسنده هستيد و ميخواهيد که رمانهايتان در قالب کتاب الکترونيکي منتشر شود به وبسايت www.romankhane.ir مراجعه کرده و با ما تماس بگيريد.




َشبکه های اجتماعی