دانلود رمان نفوذ ناپذیر

دانلود رمان نفوذ ناپذیر

نويسنده: ~Sea daughteR~
خلاصه ای از داستان رمان:
رائیکا کردانی(kardani) سروان دوم دایره ی جنایی پلیس دختری نفوذناپذیر و جدی اما با قلبی مهربان است، اما به خاطر شخصیت بیرونی وی بسیاری او را نشناخته اند. رائیکا ماموریت میگیرد برای متوقف ساختن یک گروه قاچاق انسان به این گروه وارد شود ودر این راه باید…
قسمتی از متن رمان:
روژان گفت: رائیکا تروخدا
همونجور که مقنعه ام رو درست میکردم، با لحن جدی و همیشگیم گفتم: روژان الکی بحث نکن، من خوشم نمیاد برم اینجورجاها، تولد شمسی و قمری و میلادیشون رو هی جشن میگیرن ،من که نمیگم تو نرو، برو خوش باشی اما من نمیام.
با زاری گفت: تو دلم مونده برای یک بار هم که شده تو رو به دوستام نشون بدم.
-پس موضوع اینه؟ عزیز من مجبور نیستی جار بزنی خواهر من پلیسه.
مطمئن بودم که نگفته، یک دروغ کاملا بچگانه بود، میدونست کار من رو نباید به کسی بگه!
گفت: حالا که گفتم، رائیکا یک رحمی کن، ها؟
کش چادرم رو درست کردم و همونجور که به سمت در ورودی میرفتم گفتم: خوش بگذره، خداحافظ.
داد زد: چرا دلت نمیسوزه، دختره ی سنگدل.
لبخند کوچولویی زدم و زود جمعش کردم، سوار پژو ۲۰۶مشکیم شدم و به سمت اداره راه افتادم، تو پارکینگ وقتی که میخواستم پیاده بشم، زمزمه کردم: شروع شد.
تا پیاده شدم، سربازها ادای احترام کردن، من اگه نخوام اینا رو زمین پا بزنن باید کی رو ببینم؟
سر کوچیکی تکون دادم و آزادشون کردم و مصمم به سمت اداره قدم برداشتم.
یک قدم یک قدم صدای پاها بلند میشد، یک راست به سمت دفتر سرهنگ رفتم، اجازه ی ورود که صادر شد اینبار من بودم که ادای احترام کردم.
سرهنگ سر تکون داد و گفت: خوش آمدید سروان، بفرمایید.
روی صندلی نشستم و گفتم: خسته نباشید، موفق شدیم پاتوق نگار رو پیدا کنیم، ملقب به نگار سه کله، واسطه ی ورود دخترها به باند بزرگشون.
سرهنگ سر تکون داد و گفت: متشکرم، روی نقشه ای دارم فکر میکنم، ساعت پنج جلسه برقرار میشه.
بلند شدم و گفتم: وظیفمون بود، موفق باشید، با اجازه.
لبخندی زد و گفت: بفرمایید.
اینبار به سمت اتاقم راه افتادم، چادرم رو آویزون کردم و پشت میز نشستم.
پرونده باند بزرگ قاچاق انسان که بیشتر دخترها رو به شهرهایی مثل دبی قاچاق میکرد و میفروخت، تنها سر نخامون نگار سه کله بود که انتخاب دخترها و واسطه ی ورودشون به باند بود و یکی از کافه های وسط شهر پاتوقش بود و فردین چشم عقاب که یکی از کله گندهاشون بود و یکی از سرگردها که من تا حالا ندیدمش هم سعی داره بهش نزدیک بشه. اما تا حالا موفقیت چندانی نداشته و فقط در حد دوست بودن، چند نفر دیگه ای هم بودن که فقط در حد شناسایی بودن و اطمینانی درباره ی وظیفه اشون نداشتیم.
به خودم گفتم: الکی که بهش نمیگن فردبن چشم عقاب، از بس تیزه...
شنبه 11 شهریور 1396

رمان های پیشنهادی:

کتاب سال سِیلی

رمان عشق، درس، دردسر

رمان ریشه های سوخته

رمان مرز عجیب عشق

رمان یاسمینا

مشاهده لیست کامل رمان ها

ارسال نظر

نام شما:
پست الکترونیکی:
دیدگاه شما:


رمانهای پر بازدید

تماس با ما



پيشنهادات



راهنمای دانلود رمان

برای دانلود از طریق گوشی موبایل بهتر است از نرم افزارهای دانلود موبایل استفاده شود. ADM یکی از بهترین و قدرتمندترین اپلیکیشن های مدیریت حرفه ای و پیشرفته برای فایل های دانلودی سیستم عامل اندروید می باشد که با دارا بودن امتیاز 4.6 از 5 در پلی استوری از پرطرفدارین و بر ترین نرم افزارهای مدیریت دانلود به شمار می رود. این نرم افزار را می توانید به صورت رایگان از کافه بازار دانلود کنید.




مطالب غير اخلاقي

سعي تمام شده است تا رمان هاي غير اخلاقي در سايت رمان خانه گذاشته نشود با اين حال هر رمان يا مطلبي که از نظر کميته تعيين مصاديق و همچنين خوانندگان محترم مناسب تشخيص داده نشود سريعا حذف خواهد شد.به درخواست براي گذاشتن يا ارسال رمان هاي سانسور نشده و غير اخلاقي هم ترتيب اثر داده نخواهد شد. پس لطفا درخواست نکنيد.




سخني با خوانندگان

از خوانندگان محترم سايت رمان خانه خواهشمنديم در صورتي که رماني را داراي محتواي نامناسب تشخيص دادند ، نام رمان به همراه صفحه مورد نظر را برای ما ارسال کنند. با تشکر




درخواست همکاري

در صورتي که مايل به همکاري با ما هستيد و يا نويسنده هستيد و ميخواهيد که رمانهايتان در قالب کتاب الکترونيکي منتشر شود به وبسايت www.romankhane.ir مراجعه کرده و با ما تماس بگيريد.




َشبکه های اجتماعی